<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>ادبیات پهلوانی</title>
    <link>https://heroic.lu.ac.ir/</link>
    <description>ادبیات پهلوانی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 23 Jul 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 23 Jul 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی پیوند ایدئولوژی فره شاهی و فره پهلوانی در شاهنامه فردوسی</title>
      <link>https://heroic.lu.ac.ir/article_718647.html</link>
      <description>واژه فره به معنای شکوه و فروغ و تأیید ایزدی به کار می &amp;amp;shy;رود. این واژه انواع متفاوتی دارد مانند فره ایزدی، فره شاهی، فره همگان، فره موبدی، فره پهلوانان و فره ایرانی.یکی از مهم &amp;amp;shy;ترین انواع فره، فره شاهی است که لازمه حکومت شاهان به شمار می &amp;amp;shy;آید. در کنار شاهان فره&amp;amp;shy;مند همواره پهلوانی نامی نیز حضور دارد که در سایه حمایت شاه به وی خدمت می&amp;amp;shy; کند. در این جستار پیوند فره شاهی و فره پهلوانی مورد بررسی قرار گرفته است که فره شاهی در واقع مؤید و تقویت کننده فره پهلوانی به شمار می&amp;amp;shy; آید، یعنی تا زمانی که پهلوان در خدمت شاه باشد از فره برخوردار خواهد بود و هنگامی که پهلوان از شاه دوری کند فره پهلوانی نیز از وی روی برمی&amp;amp;shy; تابد زیرا که فره پهلوانی از تأیید فره شاهی به وجود می &amp;amp;shy;آید و در پیوند مستقیم با آن عمل می&amp;amp;shy; کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل شخصیت رستم در داستان رستم و سهراب بر اساس مکانیسم‌های دفاعی</title>
      <link>https://heroic.lu.ac.ir/article_718649.html</link>
      <description>روایت‌های حماسی شاهنامه، به‌ویژه در بخش پهلوانی به لحاظ درون‌مایه، دارای ابعاد گوناگون روان‌کاوانه است. در بین این روایات، داستان &amp;amp;laquo;رستم و سهراب&amp;amp;raquo; بیش از داستان‌های دیگر نقد و تحلیل روان‌کاوانه را برمی‌تابد. بدیهی است یکی از رویکردهای روان‌کاوانه‌ای که به این داستان می‌توان داشت، نقد و تحلیل شخصیت رستم بر اساس مکانیسم‌های دفاعی است که فروید و آنا فروید آن را نظریه‌پردازی کرده‌اند. پژوهش حاضر، بر آن است که شخصیت رستم را بر اساس این مکانیسم‌ها موردبررسی قرار دهد تا هم خواننده از رموز و لایه&amp;amp;shy; های پنهان این داستان‌ آگاه شود و هم میزان و بلوغ هنر روایت‌گری استاد توس بر همگان بیش‌ازپیش آشکار گردد؛ همچنین نگرش روان&amp;amp;shy;کاوانه در این مقاله ازنظر پژوهشگران تا حد زیادی ابهامات موجود در شناسایی رستم از سهراب، پیش از رویایی در میدان نبرد آشکار می&amp;amp;shy;نماید. مکانیسم&amp;amp;shy; های دفاعی که در این مقاله موردبررسی قرار گرفت شامل انکار، بازداری ارتباط با واقعیت، بازداری فرآیند ثانویه، همانندسازی با پرخاشگر، فرافکنی، جبران، تغییر جهت به سمت خود و جابه&amp;amp;shy; جایی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مکانیسم های دفاعی اسفندیار در نبرد با رستم</title>
      <link>https://heroic.lu.ac.ir/article_718638.html</link>
      <description>روان آدمی ابزارهایی را برای کاهش اضطراب و دفاع از خود در اختیار دارد که به آن مکانیسم های دفاعی گفته می شود. عملکرد این سازوکارها به طور نا خودآگاه انجام گرفته و باعث می شود فرد از شناخت حقیقی خود باز بماند. بررسی مکانیسم های دفاعی روان علاوه بر شناخت حقیقت خواست های درون، این فرصت را فراهم می آورد تا دلایل و سرچشمه ی برخی رفتارها و گفتارهای به ظاهر عادی، آشکار گردد. اسفندیار یکی از دو شخصیت های اصلی داستان نبرد با رستم و یکی از یلان نامدار شاهنامه و پهلوان به اصطلاح دین بهی است. فردوسی با ذکر جزئیات وقایع زندگی این پهلوان و نقل مستقیم گفتارهای او،امکان بررسی لایه های زیرین شخصیت وی را ممکن ساخته است. درمقاله پیش رو تلاش شده تا با بهره مندی از نظریات روان کاوانه ی فروید درباره ی مکانیسم های دفاعی روان، حقیقت رفتارها و گفتارهای اسفندیار در رزم با رستم،آشکار و دلایل عملکرد و نحوه رفتار و برخورد او با جهان پهلوان روشن شود و در نهایت مشخص گردد که تمامی رفتارهای اسفندیار، دلیلمند بوده و بر اثر به کار گیری مکانیسم هایی همچون جبران،گریز و توجیه بروز یافته اند و در حقیقت اسفندیار نزاع بین خود و خواسته هایش و دنیای بیرون را از طریق سازوکارهای دفاعی روان کنترل و هدایت کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اشارات اسلامی و سامی در روایات باستانی/ شاهنامه</title>
      <link>https://heroic.lu.ac.ir/article_718641.html</link>
      <description>بخشی از ادبیات فارسی را روایاتی شکل داده که درون&amp;amp;shy;مایه آنها متعلّق به ایران باستان است؛ امّا این داستان‌ها از اشارات و عناصرِ اعتقادیِ اسلامی و یـا سامی بـرکنار نمانده و حتّی بـه شاهنامه کـه حماسه ملّی ایرانیان انگاشته می&amp;amp;shy; شود راه یافته است؛ چنان&amp;amp;shy;که در آن، اندیشه‌های گنوسی‌وار متعلّق به عرفای صدر مسیحیّت در رفتار کسانی چون ایرج&amp;amp;nbsp; و کیخسرو ـ همچون شریر دانستنِ جهان و تنِ آدمی ـ دیده می‌شود. شاید این باورها از مسیحیّت وارد مانویّت شده و از آن&amp;amp;shy;جا به شاهنامه راه یافته باشد. هم&amp;amp;shy;چنین از زبان شخصیّت‌های ایـرانیِ زردشتی، سخنانی با درون‌مـایه قـرآنی، چون بی &amp;amp;shy;نیازیِ یزدان از فرزند یا باور به فرشته &amp;amp;shy;ای اسلامی مانند عزرائیلِ &amp;amp;laquo;جـان&amp;amp;shy;ستـان&amp;amp;raquo; دیده می &amp;amp;shy;شود؛ در حالی&amp;amp;shy; که بنا بر دیدگاه &amp;amp;shy;های دینی کهنِ ایرانی، اورمزد دارای فرزندانی چون آذر و سپندارمذ است و دیـوی به نـام استویهاد جان مردمان را می&amp;amp;shy;ستاند. پـژوهشِ پیشِ رو چنین تأثیر&amp;amp;shy;پذیری را از باور و اندیشه&amp;amp;shy; های غیر ایرانی، در شاهنامه بررسی کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر شاه پهلوانان شاهنامه در شکل گیری بنیادهای اساطیری</title>
      <link>https://heroic.lu.ac.ir/article_718642.html</link>
      <description>بشر پیوسته در مسیر پیشرفت و توسعه مدنیّت گام برداشته است و بی&amp;amp;shy; تردید جوامع متمدّن امروزی مرهون تلاش &amp;amp;shy;های نخستین انسان&amp;amp;shy; هایی است که گاه به صورت فردی و عالمانه و گاه به شکل جمعی و احیاناً تصادفی و به طریق آزمون و خطا مسیر تمدن و زندگی نوین بشری را فراهم آورده و سنگ بنای جوامع کهن را نهاده &amp;amp;shy;اند. در الگوهای تاریخی، نخستین آموزش &amp;amp;shy;ها و کردارهای تمدن&amp;amp;shy; ساز غالباً در میان جوامع ابتدایی و اولیه شکل گرفته است؛ اما در روایات اساطیری و حماسی، این مهم اکثراً مدیون تلاش نخستین شاه&amp;amp;shy; خدایانی است که یا خود منشا این اقدامات شده&amp;amp;shy; اند و یا به طریق اولی از نیرویی ماورایی که البته حائز جنبه های مثبت و منفی است، فراگرفته &amp;amp;shy;اند. از جمله متونی که می توان نخستین بنیادهای تمدنی را ملاحظه و بررسی کرد شاهنامه است که نویسندگان در پژوهش حاضر به شیوۀ توصیفی- تحلیلی و بر مبنای منابع مکتوب و با هدف بررسی بنیادهای تمدن در حماسۀ ایران در سه محور سرچشمه &amp;amp;shy;ها، آموزندگان و کردارهای تمدنی به بررسی مسائل مطرح در این باره پرداخته&amp;amp;shy; و چنین دریافته &amp;amp;shy;اند که بر مبنای شاهنامۀ حکیم توس، سرچشمه &amp;amp;shy;های تمدن گاه شخصی، در مواردی اهورایی و گاه حتی اهریمنی&amp;amp;shy; اند و این تمدن&amp;amp;shy; های نخستین، غالباً برآوردۀ قانون&amp;amp;shy;گذارانی هستند که در قامت افراد برتر و بعضاً در جامۀ شاه-خدایان که نمونۀ نخستین بشر آگاه و متمدنند نمایان شده&amp;amp;shy; اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی کنش های گفتاری در واژه ی خُنُک در شاهنامه</title>
      <link>https://heroic.lu.ac.ir/article_718644.html</link>
      <description>نظریه&amp;amp;shy; ی کنش گفتار، از مباحث مهم کاربرد‌شناسی در زبان‌شناسی، بر این پایه مبتنی است که انسان از زبان تنها برای توصیف خویش و پدیده‌ها بهره نمی&amp;amp;shy; گیرد، بلکه با تولید پاره گفتارها، اعمالی نیز انجام می‌دهد؛ این اعمال را کنش گفتاری می‌نامند.در این جستار پس از معرفی نظریه&amp;amp;shy; ی کنش‌گفتار و پیشینه&amp;amp;shy; ی استفاده از آن در تحلیل آثار فارسی، به بررسی واژه‌ی &amp;amp;laquo;خُنُک&amp;amp;raquo; در شاهنامه به عنوان یک نوع کنش گفتاری عاطفی و ترغیبی پرداخته‌ایم. ابتدا تمام موارد کاربرد &amp;amp;laquo;خنک&amp;amp;raquo;، استخراج و طبقه بندی و سپس با روشی توصیفی- تحلیلی، بر اساس کنش منظوری موجود در فضای ابیات، به بررسی کنش‌گفتار‌های این واژه پرداخته شده است.برآیند تحقیق آن است که کاربردهای واژه‌ی &amp;amp;laquo;خُنُک&amp;amp;raquo;، در دو گروه کنش&amp;amp;shy; های گفتاری عاطفی و ترغیبی جای می&amp;amp;shy; گیرد. البته مرز میان کارکردها آنچنان باریک است که با کمی تغییر در زاویه &amp;amp;shy;ی نگاه، امکان تاویلی متفاوت و بردن هر مورد در ذیل کارکردی دیگر میسر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رجز‌های پهلوانان شاهنامه بر پایه‌ی نظریه‌ی روان شناختی نیازهای هِنری موری</title>
      <link>https://heroic.lu.ac.ir/article_718636.html</link>
      <description>رجز در لغت به معنی مباهات، فخرفروشی و لاف‌زنی است. در اصطلاحِ حماسه‌ نیز به گفت‌وگوی دو پهلوان گفته می‌شود که با زبانی تهاجمی به خودستایی، بیان افتخارات خود و تحقیر دشمن می‌پردازد. مطمئناً دست‌یابی به تمامی فضاهای روانی حاکم در رجزها ، فقط با تکیه بر معنای ظاهری واژگان آن بدون دخالت دیگر علوم امکان پذیر نیست. امروزه رویکردهای بینا‌رشته‌ای در سیاست‌گذاری‌های علمی، آموزشی و پژوهشی مورد توجه و اشتیاق عمومی قرار گرفته است. در این میان تأثیر علم روان‌شناسی برای درک بهتر متون ادبی ، غیرقابل انکار است. نقد روان‌شناسانه توانسته حوزه‌ی وسیع و کاملا ناشناخته‌ای را در ادبیات مورد بررسی قرار دهد. این نوع نقد می‌تواند ابزاری دقیق و کامل برای خوانش واژگانی باشد که در اثر، نوشته نشده و مدّ نظر نویسنده بوده است. یکی از مؤلفه‌های نقد روانشناسانه در متون ادبی، &amp;amp;laquo;فهرست نیازها&amp;amp;raquo;ی &amp;amp;laquo;هنری موری&amp;amp;raquo; است. بررسی شخصیّت، از مهم‌ترین مفاهیم ارائه شده در این فهرست به شمار می‌آید. در این تحلیل می‌توان تأثیر مستقیم بار روانی واژگان به کار رفته در رجزها را بر ادامه‌ی نبرد پهلوانان به روشنی مشاهده کرده. این کار با تکیه بر نیاز به پرخاشگری، خویشتن‌پایی، تحقیرگریزی، عمل متقابل، احترام و خواری‌طلبی نموده شده است. نوشتار حاضر برآن است تا بر پایه‌ی فعالیّت‌های بینا‌رشته‌ای ضمن بررسی روان‌شناختی رجزهای شاهنامه بر اساس فهرست نیازهای موری، تأثیرات روانی ناشی از رجزخوانی را در نبردهای تن‌به‌تن، به تصویر بکشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حذف شدن تاریخ مادها و هخامنشیان در حماسه ملی ایران</title>
      <link>https://heroic.lu.ac.ir/article_718637.html</link>
      <description>تاریخ ایران باستان را به سلسله&amp;amp;rlm;های پیشدادی، کیانی، اشکانی و ساسانی تقسیم&amp;amp;rlm;بندی می&amp;amp;rlm;کردند. در داستان&amp;amp;rlm;های حماسه ملی، ذکری از مادها و هخامنشیان نیست. هدف عمده مقاله حاضر، بررسی چرایی حذف تاریخ مادها و هخامنشیان در روایات حماسه ملی است. مادها در مناطق غربی ایران سکونت اختیار کردند و موفق شدند تا حکومتی گسترده و مقتدر تشکیل دهند. بر شرق ایران نیز کیانیان حکومت می&amp;amp;rlm;کردند. مادها با پیشروی به سمت نواحی شرقی توانستند آن منطقه را ضمیمه حکومت خود کنند. پس از مدتی مادها مغلوب هخامنشیان می&amp;amp;rlm;شوند و با حمله اسکندر، هخامنشیان از حکومت ساقط می&amp;amp;rlm;شوند. در زمان اشکانیان، ‌اقدام به جمع&amp;amp;rlm;آوری داستان&amp;amp;rlm;های ملی می&amp;amp;rlm;شود. هنگامی که اشکانیان &amp;amp;rlm;خواستند،‌ به تدوین گذشته خود بپردازند، دو شکست بزرگ را به خاطر &amp;amp;rlm;آوردند؛ اولی شکست حاکمان محلی آنان و پیچیده شدن طومار کیانیان بود و دومی، شکست هخامنشیان از اسکندر که انقراض هخامنشیان را سبب &amp;amp;rlm;شد. شاید آنان، شکست اولی را در مقایسه با دومین شکست خیلی کوچکتر احساس می&amp;amp;rlm;کردند، لذا تلاشی آگاهانه را شروع کردند تا شکست اولی، به فراموشی سپرده شود؛ البته این شکست از خاطره&amp;amp;rlm;ی جمعی کاملا زایل &amp;amp;rlm;نشد ولی خیلی کمرنگ شد و بدان شکل باقی&amp;amp;rlm;ماند. اما شکست از اسکندر قابل زایل شدن نبود و به همین خاطر باقی ماند. در گذر زمان آنان توانستند این دو را با هم ادغام کنند. بنابراین، "دارایی" که از "اسکندر" شکست خورده، حاصل یکسان پنداری "فردی کیانی که از مادها شکست خورده" با "داریوش سوم که از اسکندر شکست &amp;amp;rlm;خورده" است. لذا پس از کیانیان، حکومت اسکندر فرا می&amp;amp;rlm;رسد و دوران مادها و هخامنشیان از داستان&amp;amp;rlm;های ایرانی حذف می&amp;amp;rlm;شوند. این ادغام باید در زمان اشکانیان رخ داده باشد چرا که در زمان ساسانیان،‌ یک شکست شناخته شده بود و آنان از حکومت هخامنشیان بی اطلاع بودند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تحلیلی "یادگارزریران"ازجنبه تعزیه شناختی</title>
      <link>https://heroic.lu.ac.ir/article_718645.html</link>
      <description>"یادگارزریران"&amp;amp;nbsp;کتابی&amp;amp;nbsp;حماسی&amp;amp;nbsp;ازدوران&amp;amp;nbsp;ایران&amp;amp;nbsp;باستان&amp;amp;nbsp;است&amp;amp;nbsp;که&amp;amp;nbsp;دراصل&amp;amp;nbsp;به&amp;amp;nbsp;صورت&amp;amp;nbsp;منظوم&amp;amp;nbsp;نگاشته&amp;amp;nbsp;شده&amp;amp;nbsp;ومتعلق&amp;amp;nbsp;به&amp;amp;nbsp;روزگارپارتیان&amp;amp;nbsp;است.این کتاب&amp;amp;nbsp;شرحی&amp;amp;nbsp;است&amp;amp;nbsp;درباره&amp;amp;nbsp;جنگ&amp;amp;nbsp;دینی&amp;amp;nbsp;گشتاسب&amp;amp;nbsp;،&amp;amp;nbsp;پادشاه&amp;amp;nbsp;ایرانیان -&amp;amp;nbsp;که به دین زرتشت گرویده است-&amp;amp;nbsp;با&amp;amp;nbsp;ارجاسب&amp;amp;nbsp;پادشاه&amp;amp;nbsp;هیونان)خیونان) ، که&amp;amp;nbsp;درآن&amp;amp;nbsp;از&amp;amp;nbsp;پهلوانیهای&amp;amp;nbsp;زریر&amp;amp;nbsp;وپسرش&amp;amp;nbsp;بستوروهمچنین از رشادتهای گرامی کرد پسرجاماسب&amp;amp;nbsp;ونیز&amp;amp;nbsp;اسفندیار&amp;amp;nbsp;پسر&amp;amp;nbsp;گشتاسب&amp;amp;nbsp;سخن&amp;amp;nbsp;رفته&amp;amp;nbsp;است&amp;amp;nbsp;.&amp;amp;nbsp;کتاب&amp;amp;nbsp;مذکور&amp;amp;nbsp;ازجمله&amp;amp;nbsp;آثار&amp;amp;nbsp;منظوم ،&amp;amp;nbsp;بادرون&amp;amp;nbsp;مایه&amp;amp;nbsp;ای&amp;amp;nbsp;مذهبی&amp;amp;nbsp;وقالبی&amp;amp;nbsp;حماسی&amp;amp;nbsp;است&amp;amp;nbsp;که&amp;amp;nbsp;گرچه&amp;amp;nbsp;ازروزگارساسانیان&amp;amp;nbsp;به&amp;amp;nbsp;جامانده،&amp;amp;nbsp;اما&amp;amp;nbsp;در اصل برپایه&amp;amp;nbsp;نوشته&amp;amp;nbsp;ای&amp;amp;nbsp;کهن&amp;amp;nbsp;واصیل&amp;amp;nbsp;ازروزگارپارتیان&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;شکل&amp;amp;nbsp;گرفته&amp;amp;nbsp;است.ازآنجاکه&amp;amp;nbsp;دوجنبه&amp;amp;nbsp;"حماسی&amp;amp;nbsp;"و"مذهبی&amp;amp;nbsp;"داستان&amp;amp;nbsp;یادگارزریران،&amp;amp;nbsp;ازمشخصات&amp;amp;nbsp;اصلی&amp;amp;nbsp;این&amp;amp;nbsp;روایت&amp;amp;nbsp;به&amp;amp;nbsp;شمارمی&amp;amp;nbsp;رودوهم&amp;amp;nbsp;به&amp;amp;nbsp;دلیل&amp;amp;nbsp;قدمت&amp;amp;nbsp;زمانی&amp;amp;nbsp;آن،&amp;amp;nbsp;برخی&amp;amp;nbsp;براین&amp;amp;nbsp;عقیده&amp;amp;nbsp;اندکه&amp;amp;nbsp;این&amp;amp;nbsp;کتاب&amp;amp;nbsp;ریشه&amp;amp;nbsp;تاریخی&amp;amp;nbsp;نمایش&amp;amp;nbsp;سنتی&amp;amp;nbsp;ایرانی&amp;amp;nbsp;یاهمان تعزیه&amp;amp;nbsp;است. تحقیق حاضربرآن است تابا تحلیل&amp;amp;nbsp;وبررسی&amp;amp;nbsp;دقیق&amp;amp;nbsp;ترعناصری&amp;amp;nbsp;که&amp;amp;nbsp;دریک&amp;amp;nbsp;تعزیه&amp;amp;nbsp;ویایک&amp;amp;nbsp;روایت&amp;amp;nbsp;نمایشی&amp;amp;nbsp;ازاین&amp;amp;nbsp;نوع وجود دارد&amp;amp;nbsp;به ویژگیهای تعزیه شناختی متن باستانی یادگارزریران، به عنوان قدیمی ترین گونه ی نمایش تعزیه ازاین نوع درایران، بپردازد.&amp;amp;nbsp;روش تحقیق دراین پژوهش ، ازنظرهدف بنیادی وازجهت ماهیت وروش ، توصیفی وتحلیلی بوده وشیوه گردآوری اطلاعات نیز،اسنادی وبرپایه منابع مکتوب استوارمی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی حماسه‌سرایی درادبیات کهن عربی</title>
      <link>https://heroic.lu.ac.ir/article_718634.html</link>
      <description>حماسه یکی از مهم‌ترین انواع ادبی است که از دورانی که ملتی در راه دست‌یافتن به شکوه و تمدن گام نهاده است سخن می‌گوید. ادبیات عربی به دلایلی، از شاهکار برجسته‌ی حماسی بی‌بهره است. در این ادبیات، حماسه‌گونه‌هایی یافت می‌شود که در این مقاله، این حماسه‌گونه‌ها، در عصرهای مختلف ادب عربی بررسی شده است. در عصر جاهلی نمونه‌هایی از این حماسه‌گونه‌ها را می‌توان در معلقات هفتگانه، بوی&amp;amp;zwj;&amp;amp;zwj;ژه در معلقه وسیره‌یعنتره بن شدّاد وأُرجوزه‌ها و جنگ سروده‌ها مشاهده کرد. در این عصر در اشعار شاعران &amp;amp;laquo;صَعالیک&amp;amp;raquo; نیز می‌توان ردپای اشعار حماسی را یافت. أبوفراس حمدانی، بشار بن برد و ابوتماماز برجسته‌ترین شاعران عصر عباسی می‌باشند که بایستی اشعار حماسیشان را در لابه‌لای ابیاتی که در فخر سروده‌اند، یافت.در این میان، قصیده‌ی&amp;amp;laquo;فتح الفتوحِ&amp;amp;raquo; ابوتماماز شاهکارهای ادب عربی بشمار می‌رود که در آن، حماسه، مدح و فخر رابگونه‌ای ژرف و زیبا درهم آمیخته است.&amp;amp;laquo;صفی الدین حلّی&amp;amp;raquo; پیشگام شاعران فخر و حماسه در عصر انحطاط می‌باشد. عدم گسترش تخیل و ژرف‌نگری، روی آوردن به شیوه‌های تقلیدی،وبرخودارنبودن از ملیّت واحد و جامع،از عوامل اصلی فقدان شاهکار حماسی در ادبیات کهن عربی می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازشناسی مفهوم خودسازی قهرمان در اساطیر هندی، اسطوره ی آفرینش و مهابهارات</title>
      <link>https://heroic.lu.ac.ir/article_718643.html</link>
      <description>این مقاله بر آن است نشان دهد که در اسطوره و بویژه اساطیر هندی (آفرینش و مهابهارات) حماسه را دو رویه است. یکی حماسه به معنای شناخته شدۀ آن که داستان دلاوری و تکاوری پهلوان یا مردانی بزرگ در نبرد با هر آن کس است که حرمت حریم سرزمین یا مردمان یا هستی کسی یا چیزی ارزشمند را درهم شکسته باشد؛ که در این رویه، حماسه بسامدی از رخ نمودن آداب جنگاوری و بی باکی است. دیگری آنکه حماسه چندان اوج و عمق می&amp;amp;shy; گیرد که از رویۀ ظاهر جنگی خویش می &amp;amp;shy;گذرد و به ژرفای جوانمردی دست می&amp;amp;shy;یابد. در این حالت دیگر حماسه یک داستان رزم نیست؛ بلکه برنامه&amp;amp;shy; ای هدفمند و الگویی توانمند برای بازسازی درونی کسانی است که در خود، تعلقی به پرورش اخلاق انسانی در چهارچوب حماسه می &amp;amp;shy;بینند. در این معنا تلاش قهرمان حماسه تنها جهاد اصغر نیست؛ که جنگ در بیرون است. بلکه پهلوان داستان می &amp;amp;shy;کوشد تا به پیروی از الگوهای دینی که نمایه&amp;amp;shy; های جاویدان هستی هستند، به جهاد اکبر که جنگ در درون است، دست یازد؛ که کوششی است برای دگرگون کردن&amp;amp;nbsp;((نبرد تن با تن))&amp;amp;nbsp;به&amp;amp;nbsp;((نبرد تن با من)). می&amp;amp;shy; توان روزی را به دیده آورد که دست&amp;amp;shy;کم در هنگامه &amp;amp;shy;ای کوتاه، نبرد تن با تن رخ ندهد؛ اما نمی&amp;amp;shy; توان هیچ&amp;amp;shy;گاه تصور کرد که نبرد تن با من روی ندهد. اساطیر هندی مورد بررسی داستان همین نبرد است. رزمی که انسان برای همیشۀ هستی گیتیانۀ خویش با آن درگیر است. این از بزرگ ترین دلایل ماندگاری اسطوره&amp;amp;shy;های دینی است.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و تحلیل نمود مراسم آشناسازی در برزونامه بر پایه نظریه میرچا الیاده</title>
      <link>https://heroic.lu.ac.ir/article_718646.html</link>
      <description>مراسم پاگشایی یا آیین رازآموزی که در زیر مجموعه الگوی اسطوره قهرمان قرار می&amp;amp;shy; گیرد. در بردارنده مجموعه &amp;amp;shy;ای از آیین&amp;amp;shy; ها و فنون است که هدف غایی آن آشنا ساختن انسان با امر قدسی و موجودات برتر است. یکی از این مراسم و آیین&amp;amp;shy; ها&amp;amp;shy;، آشناسازی سن &amp;amp;shy;بلوغ در میان اقوام مختلف است که در زیر&amp;amp;shy;ساخت&amp;amp;shy;، دارای ساختاری مشابه و یکسان است&amp;amp;shy;، ساختاری که بر مبنای آن میرچا الیاده الگوی جهان شمول را برای آشناسازی سن بلوغ در میان آیین&amp;amp;shy; ها، مناسک و سایر متون ارائه می&amp;amp;shy; دهد. از این دیدگاه به نظر می&amp;amp;shy; رسد داستان حماسی برزونامه، اثر عطاء بن یعقوب ناکوک رازی، از لحاظ زیرساخت و پیرنگ روایی، روایتگر مراسم آشناسازی سن بلوغ باشد&amp;amp;shy;. بدین &amp;amp;shy;گونه که برزو&amp;amp;shy;، نوآموز این حماسه&amp;amp;shy;، با پشت سر گذاشتن موفقیت &amp;amp;shy;آمیز آیین&amp;amp;shy; های آشناسازی سن&amp;amp;shy;بلوغ، در میان طبقه جنگاوران پذیرفته می &amp;amp;shy;شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نمود جدال خدایان سه گانه آریایی در حماسه برزونامه</title>
      <link>https://heroic.lu.ac.ir/article_718639.html</link>
      <description>ژرژ دومزیل ، اسطوره شناس و مورخ فرانسوی ، تمامی ایزدان اقوام هند و اروپایی را بر اساس کنش و کارکرد&amp;amp;shy;شان ، در&amp;amp;shy;زیر مجموعه سه کنش بنیادین فرمانروای ، جنگاوری و باروری طبقه بندی می کند . او این نظام سه کنشی در میان ایزدان هند و اروپایی را برگرفته از ساختار طبقات اجتماعی سه گانه شاهی ، سپاهی و کشاورزی (شاکله جوامع این اقوام دوران باستان) این اقوام می داند و معتقد است که این ساختار سه گانه در تمام متون و ساحات فکری این اقوام از جمله حماسه ها تاثیر گذاشته است . حماسه ملی برزونامه ، به عنوان یکی از متون ، به نظر می رسد در زیر ساخت خود در بردارنده ساختار خدایان سه گانه ایرانی ( متشکل از آناهیتا ، اهورا&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;&amp;amp;shy; مزدا و مهر ) است . بدین معنا که داستان آن ، به صورت نمادین ، روایتگر روند تاریخی&amp;amp;nbsp;&amp;amp;ndash;&amp;amp;nbsp;اجتماعی شکل گیری اتحاد پیروان خدایان سه گانه ایرانی در برهه ای از تاریخ&amp;amp;nbsp;(دوره شکل گیری روایت شفاهی و اولیه متن) است که در این اتحاد فردی از طبقه کشاورزان و عوام (برزو ) برای نخستین بار در ساختار قدرت و امور اجرایی عهده دار منصبی می شود و در کنار نمایندگان دو طبقه دیگر یعنی طبقه شاهی ( کیخسرو ) و سپاهی (رستم) ، همزمان با ایجاد ساختاری سه گانه در تقسیم قدرت ، به اداره بخشی ازکشور می پردازد و رأس سوم هرم قدرت را در مقابل جبهه بیرونی یا همان دشمن شکل می دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسنامه علمی شماره چهارم ادبیات پهلوانی</title>
      <link>https://heroic.lu.ac.ir/article_718294.html</link>
      <description>شناسنامه علمی شماره چهارم ادبیات پهلوانی</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش دوگانه طبیعت در اسطوره زال و حماسه هایاواثا از وادزورث لانگ فلو</title>
      <link>https://heroic.lu.ac.ir/article_734782.html</link>
      <description>طبیعت، از سپیده‌دم فرهنگ انسانی، نه‌فقط بستر زایش اسطوره و الهام‌بخش آفرینش قهرمانان حماسی، بلکه نیرویی است که &amp;amp;rlm;به‌گونه‌ای دوگانه، هم سازنده هویت، فضیلت‌ها و سرنوشت آنان است و هم آزمون‌گری چالش‌برانگیز و تهدیدکننده. پژوهش &amp;amp;rlm;حاضر با تکیه بر این پیوند چندوجهی، رابطه قهرمان و طبیعت را در دو اثر &amp;amp;laquo;شاهنامه&amp;amp;raquo; فردوسی (زال) و &amp;amp;laquo;آوازهای هایاواثا&amp;amp;raquo; اثر &amp;amp;rlm;هنری لانگ‌فلو، با رویکرد تحلیلی&amp;amp;ndash;تطبیقی بررسی می‌کند. این پژوهش بر آن است تا پیوند قهرمانان با عناصر طبیعی و &amp;amp;rlm;بازتاب نیروهای هم‌حامی و هم‌مخاطره‌آمیز طبیعت را تحلیل و سپس براساس مقایسه فرهنگی و اسطوره‌ای، وجوه اشتراک و &amp;amp;rlm;تمایز این ارتباط واکاوی نماید. یافته‌ها نشان می‌دهد که هرچند در هر دو اسطوره، طبیعت منبع حیات، تعالی و حکمت است، &amp;amp;rlm;اما در روایت لانگ‌فلو، سفر پایانی هایاواثا بازگشتی آگاهانه به آغوش طبیعت و پذیرش چرخه حیات و در روایت فردوسی، &amp;amp;rlm;جاودانگی زال با ماندن در متن اسطوره و پیوند ناگسستنی با طبیعت ترسیم می‌شود. نتایج حاکی از آن است که در هر دو &amp;amp;rlm;اسطوره زال و هایاواثا، طبیعت نیرویی دوگانه است که هم می‌تواند عامل تهدید و فنا باشد و هم زمینه‌ساز رشد و تعالی &amp;amp;rlm;معنوی قهرمان. این دوگانگی بازتاب نگرش فرهنگی هر جامعه به جهان طبیعی است و در هر دو روایت، پیوند عمیق و &amp;amp;rlm;احترام‌آمیز با طبیعت شرط دستیابی به کمال و جاودانگی به شمار می‌آید&amp;amp;lrm;.&amp;amp;lrm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل انتقال قدرت از کی&amp;rlm;کاوس به کی&amp;rlm;خسرو</title>
      <link>https://heroic.lu.ac.ir/article_734783.html</link>
      <description>جامعه ایران در طول دوران تاریخی خود، بارها شاهد انتقال قدرت از شاهی به شاهی دیگر همراه با تنش&amp;amp;rlm;های کوچک و بزرگ بوده است. یاد و خاطره این درگیری&amp;amp;rlm;ها، تا بدان حد بر روح و روان ایرانی تاثیر داشته است که می&amp;amp;rlm;توان رد پای این نوع تنش&amp;amp;rlm;ها و درگیری&amp;amp;rlm;ها را در افسانه&amp;amp;rlm;های عامیانه ایرانی مشاهده کرد. در بخش حماسی شاهنامه، آشکارا به درگیری در به قدرت رسیدن شاهان پرداخته نشده، اما شواهدی در شاهنامه وجود دارد که نشان دهنده درگیری و تنش در هنگام انتقال قدرت است. هدف اصلی این نوشته نشان دادن موردی از انتقال غیرمسالمت&amp;amp;rlm;آمیز قدرت است. شواهد متعددی در متون معتبر، از جمله شاهنامه، فرضیه تحقیق را تأیید می‌کند. رفتارهای بی‌سابقه‌ای مانند توهین آشکار رستم به شاه و کشتن همسرش، سودابه، بدون هیچ واکنشی از سوی کی‌کاوس، حاکی از سقوط کامل اقتدار اوست. همچنین، صدور فرمان حمله به توران توسط رستم، و نه شاه، و ارسال غنایم به زابلستان، نشان می‌دهد قدرت از دربار خارج شده است. افزون بر این، روند جانشینی کاملاً در اختیار پهلوانان قرار داشته است. این امر، نقش کی‌کاوس را در تعیین جانشین خود به انفعالی کامل نشان می‌دهد. ابهام و تناقض موجود در منابع درباره سرانجام کی‌کاوس، از کناره‌گیری داوطلبانه تا خلع و زندانی شدن، گواهی بر یک واقعه ناخوشایند است. روایت کهن‌ &amp;amp;laquo;اخبار الطوال&amp;amp;raquo; دینوری که صراحتاً از خلع و زندانی شدن کی‌کاوس تا پایان عمر سخن می‌گوید، احتمالا به واقعیت نزدیک‌تر است. به نظر می‌آید روایت&amp;amp;rlm;گران تحت تأثیر جریان‌ شعوبیه که هدفش آرمانی‌سازی گذشته ایران بوده، ترجیح داده‌اند تا به منظور تبدیل کی‌خسرو به انسانی آرمانی و معرفی وی به عنوان یک حکمران مقتدر و موفق ایرانی در راستای معرفی الگوی حکمرانی برتر ایرانی، به قدرت رسیدن وی را مسالمت&amp;amp;rlm;آمیز گزارش دهند. بنابراین، بسیاری از زوایای این انتقال قدرت، به عمد دستخوش تغییر یا حذف شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد داستان &amp;laquo;جهان‌پهلوان میرباقر حکیم، تهمتن دوران&amp;raquo; با نگاهی به یتیم‌نامه</title>
      <link>https://heroic.lu.ac.ir/article_734784.html</link>
      <description>جمشید صداقت‌نژاد از پژوهندگان حوزۀ تصحیح، بازنویسی و تألیف اقتباسی از متون حماسی در دورۀ معاصر است که توانسته آثار منثور متعدّدی را با تأثیرپذیری از شاهنامه و دیگر امّهات داستانی عرضه کند. هر چند بیشتر آثار صداقت‌نژاد در سایۀ طرح کلّی متون شاخص قرار دارد، امّا برخی از آن‌ها به دلیل ابداع مضامین و بن‌مایه‌های تازه گاه تا سطح تألیف ارتقا می‌یابند. در این میان، یتیم‌نامه که در ایران بیشتر ذیل عنوان داستان حسین کُرد شبستری شناخته شده است، یکی از مشهورترین حماسه‌های منثور متأخّر ادب فارسی است که صداقت‌نژاد موفّق شده به لطف ذهن خلّاق خود و با تأثیرپذیری از یتیم‌نامه، در سال 1383 قرینۀ منثور دیگری برای آن با محوریّت شخصیّت میرباقر ذیل عنوان &amp;amp;laquo;جهان‌پهلوان میرباقر حکیم تهمتن دوران&amp;amp;raquo; تألیف کند. مؤلّف در این روایت کوشیده تا در چارچوب زمانمند عصر صفوی ضمن بهره‌مندی از منابع متعدّد تاریخی و سفرنامه‌ها، شخصیّت میرباقر حکیم را نسبتاً برکنار از تصویری که از او در یتیم‌نامه ارائه شده، در یک جریان روایی مدوّر و در خلال رویدادهای حماسی و عاشقانه بازآفرینی کند، سپس از رهرو آموزه‌های اخلاقی و عیاری هویّت میرباقر حکیم را از مرتبۀ حکیمی به پهلوانی پاگشایی دهد. روایت میرباقر حکیم در گروه داستان‌های معاصری قرار دارد که مؤلّف آن توانسته علاوه بر احیای سنّت حماسی و آرمان‌های جوانمردی در قالب محتوایی بدیع، مشخّصات رمان معاصر را نیز تا حدودی در عناصر داستانی اثر دخالت دهد. نظر به فقر پژوهشی مطلق در این‌باره، گفتار حاضر به روش استقرایی کوشیده تا برای نخستین بار ضمن معرّفی روایت &amp;amp;laquo;جهان‌پهلوان میرباقر حکیم تهمتن دوران&amp;amp;raquo; نگاهی انتقادی بر نکات قابل ملاحظۀ آن داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ماندالای کیخسرو در شاهنامۀ فردوسی بر پایۀ کهن الگوی یونگی خویشتن</title>
      <link>https://heroic.lu.ac.ir/article_734785.html</link>
      <description>شاهنامه فردوسی، به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین متون اسطوره‌ای و حماسی ایران، واجد لایه‌های عمیق روان‌شناختی است که امکان خوانش آن را در پرتو نظریه‌های نوین فراهم می‌کند. قرائت متون ادبی کهن به ویژه اسطوره‌ها از دیدگاه نظریه‌پردازان امروزی از محورهای بنیادی در مطالعات ادبی معاصر است که مایه تبیین و پویایی هرچه بیشتر این متون می‌گردد. و نقد کهن الگویی که ریشه در ناخودآگاه جمعی بشر دارد، یکی از محورهای نقد روانشناختی و از مفاهیمی است که نخستین بار کارل گوستاو یونگ (1962-1875 م.) آن را بیان کرد. این پژوهش با تکیه بر روان‌شناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ، به بررسی شخصیت کیخسرو می‌پردازد و می‌کوشد فرایند شکل‌گیری کهن‌الگوی &amp;amp;laquo;خویشتن&amp;amp;raquo; و تحقق ساختار &amp;amp;laquo;ماندالا&amp;amp;raquo; را در سیر زندگی او تبیین کند. روش تحقیق، توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و مبتنی بر تحلیل شواهد متنی شاهنامه است. یافته‌ها نشان می‌دهد که کیخسرو با گذر از مراحل مختلف آزمون، تشرف، رویارویی با ناخودآگاه و یکپارچه‌سازی اضداد روانی، به مرحله‌ای از تمامیت و تعادل درونی دست می‌یابد. کناره‌گیری آگاهانه از پادشاهی و ناپدید شدن رازآمیز او، در این چارچوب، نه نشانه گریز، بلکه نماد تحقق خویشتن و پایان فرایند فردیت‌یابی تلقی می‌شود. این پژوهش با تحلیل یکپارچه کل چرخه زندگی کیخسرو، نشان می‌دهد که روایت فردوسی ساختاری ماندالایی دارد که بازتاب ناخودآگاه جمعی و الگوی انسان آرمانی در فرهنگ ایرانی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی جاودانگی و بدن‌هنجاری در حماسه‌ی گیل‌گمش با تکیه بر شخصیت اوتناپیشتیم و گیل‌گمش</title>
      <link>https://heroic.lu.ac.ir/article_734786.html</link>
      <description>نوشتار حاضر به بازخوانی حماسة گیل‌گمش از منظر مطالعات بدن و آسیب‌پذیری آن می‌پردازد و می‌کوشد تا نشان دهد چگونه تقابل میان بدن توانمند گیل‌گمش و بدن پیر اوتناپیشتیم منجر به الگویی تازه از قهرمان‌گرایی و کمال انسانی می‌شود. هدف اصلی پژوهش، نقد انگارة قهرمان‌گرایی مبتنی بر توان جسمی و ارائة الگویی جایگزین است که بر خرد و پذیرش آسیب‌پذیری بنا شده‌است. روش تحقیق، تحلیل کیفی متن حماسه با رویکرد بین‌رشته‌ای است، بدین معنا که نقل‌قول‌های مستقیم از متن حماسه گیل‌گمش با نظریه‌های معاصر در حوزة مطالعات بدن و آسیب‌پذیری آن تلفیق شده‌است تا خوانشی تازه از روایت شکل دهد. نتایج نشان می‌دهد که بدن توانمند گیل‌گمش، با همة قدرتش، در برابر مرگ، خواب و محدودیت‌های طبیعی شکست می‌خورد، در حالی‌که بدن پیر و تضعیف‌گشته اوتناپیشتیم، با پذیرش محدودیت‌ها، سرچشمة خرد و معرفت است. همچنین در مقایسه با سنت ایرانی نشان می‌دهد که نمونه‌هایی چون زال، اسفندیار، سهراب، خضر و اسکندر نیز همین الگو را بازتاب می‌دهند و بدن غیرهنجاری، منبع معنا و خرد است. لذا این مقاله الگویی تازه از قهرمان‌گرایی در حماسة گیل‌گمش مبتنی بر خرد، آسیب‌پذیری جسم، جاودانگی معنوی و پذیرش مرگ ارائه می‌دهد و می‌تواند به مطالعات بین‌رشته‌ای در حوزة ادبیات، فلسفه و فرهنگ غنا بخشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش بازی‌های روانی در تراژدی سهراب (سهراب در ترازوی رفتار متقابل اریک برن)</title>
      <link>https://heroic.lu.ac.ir/article_734787.html</link>
      <description>نظریه تحلیل تراکنشی با تمرکز بر سه حالت نفسانی والد، بالغ و کودک، چارچوبی نظام‌مند برای تحلیل شخصیت و تعاملات اجتماعی فراهم می‌کند. این پژوهش با هدف واکاوی رفتار سهراب، شخصیت تراژیک شاهنامه فردوسی، بر پایه این نظریه انجام شده است تا ریشه‌های روان‌شناختی کنش‌های او در موقعیت‌های مختلف و آلودگی‌های حاصل از عدم تعادل حالات نفسانی را شناسایی کند. این پژوهش بر مبنای این نظریه قصد دارد شخصیت سهراب را از جهت اینکه در موقعیت‌های مختلف چگونه عمل می‌کند و به چه روشی خود را در قالب رفتارهایش آشکار می‌نمایند و رفتارهای او ریشه در چه تنش‌های روحی و روانی دارد، بررسی کند. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است و سوال پژوهش: طبق نظریه تحلیل رفتار متقابل، رفتارهای سهراب مربوط کدام یک از ابعاد سه گانه شخصیت اوست؟ و چه آسیب‌ها و آلودگی‌هایی در رفتار او قابل مشاهده است؟ بررسی‌ها نشان می‌دهد رفتار سهراب عمدتاً در دو حالت کودک و والد نمود می‌یابد. حالت کودک او در سادگی، شتابزدگی، تصمیمات غیرمنطقی و فریب‌پذیری آشکار است. از سوی دیگر، حالت والد در رفتارهای تحقیرآمیز، خودبینی افراطی و تمایل به ایجاد خشونت بازتاب یافته است. فقدان عملکرد مؤثر حالت بالغ به عنوان واسطه‌گر منطقی، منجر به تشدید تنش‌های درونی و نهایتاً تراژدی مرگ او شده است. آسیب‌هایی مانند آلودگی بُعد کودک به خشم و آلودگی بعد والد به تحقیر دیگران، تعادل روانی او را مختل کرده و کنش‌هایش را به سمت ویرانی سوق داده است. این پژوهش بر اهمیت تعادل حالات نفسانی در سازگاری فرد با محیط تأکید می‌کند و نشان می‌دهد چگونه فقدان این تعادل در شخصیت سهراب، بازتابی از تضادهای روانی انسان در شاهنامه فردوسی است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
