روانشناسان انسانگرا، در نظریههای خود، برخلاف رفتارگرایان و روانکاوان، نگرشی مثبت و غایی نسبت به انسان دارند. در این پژوهش با توجه به تجربههای عرفانی و کمالطلبانة کیخسرو در نظر داریم نگاهی روانشناختی به زندگی و رفتار او داشته باشیم و ویژگیهای رفتاری او را با نظریه سلسله مراتب نیازهای آبراهام هارولد مزلو انطباق دهیم و او را به عنوان فردی که به مرحلة خودشکوفایی رسیده، معرفی کنیم. در این بررسی او با شش ویژگی افراد خودشکوفا از جمله؛ مسألهمداری، علاقة اجتماعی، تجربیات والا و عرفانی، روابط بین فردی عمیق و صمیمانه، ساختار منشی دمکراتیک و کناره گیری و خلوت گزینی هماهنگی دارد.