تحلیل نشانه - معناشناختی گفتمان روایی « ضحاک و فریدون» براساس نظریۀ گرمس

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانش‌آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس (نویسندۀ مسئول)،
2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس
3 استاد زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تربیت مدرس
چکیده
نشانه-معناشناسی روایی بر دو اصل کنش و تغییر استوار است. کنشگران در این نظام اغلب براساس برنامه‌های از پیش تعیین‌شده پیش می‌روند تا به معنایی مطلوب دست یابند. به‌نظر می‌رسد که در بافت داستان‌های اسطوره‌ای گفتمان‌غالب، گفتمان منطقی-روایی است. در این جستار، داستان «ضحاک و فریدون» از شاهنامه فردوسی را ازمنظر نشانه–معناشناسی به‌روش توصیفی-تحلیلی واکاوی می‌کنیم تا نشان دهیم که تمامی مؤلفه‌های روایی داستان به‌سوی تغییر شرایط معنایی پیش می‌روند. نتایج حاکی است که این گفتمان پویاست و در انتهای داستان وضعیت اولیه به‌گونه‌ای به وضعیت ثانویه تغییر یافته که  شرایط آن‌گونه که در ابتدا بوده، نیست. مراحل تحول کلامی این گفتمان در چهار مرحله عقد قرارداد، توانشی، کنشی و ارزیابی خلاصه می‌شود. ارزش مطرح برای هر دو شخصیت اصلی این داستان، مادی است. ضحاک در پی تاج و تخت و فریدون در پی نابودی حکومت ضحاک است. نظام کنشی–معنایی این گفتمان براساس شناسه مکانی به مکان‌های خودی، کنشی و واسطه‌ای قابل‌تقسیم است.

کلیدواژه‌ها


دوره 2، شماره 2 - شماره پیاپی 3
سال دوم، شمارۀ دوم، پیاپی سوم، پائیز و زمستان 1403
آبان 1403
صفحه 91-112