بررسی ظاهر، صفات، اعمال، رفتار، افکار، هیجانات و انگیزههای یک شخصیت، بهتنهایی و یا در تعامل با دیگران، از مباحث شخصیت پردازی در ادبیات و روانشناسی داستان است که با شناخت آنها میتوان گفت که یک نویسنده تا چه حد در پرداخت و واقعی جلوهدادن شخصیت داستانیاش موفق بودهاست. در این مقاله چند شخصیت شاهنامه از جنبه های داستانی (ادبی و روانشناسی)؛ مانند جامع و سادهبودن، ایستا و پویا بودن (تحوّل)، ساختار و بافت، صفات، انحصارطلبیبودن یا جمعیبودن، اخلاق و نوعدوستبودن و احساسات دیگری چون تحقیرشدگی، اضطرابی و غیره مورد تحلیل قرار گرفته اند تا میزان دقت و مهارت فردوسی در شخصیت پردازی مشخص شود. نتایج بهدستآمده حاکی از توجه بسیار فردوسی در واقعی نشاندادن رفتار و افکار شخصیتهاست؛ تا آنجا که طبیعیترین عملکردها از هر شخصیت، در هر موقعیت دیده میشود. در این تحقیق، شخصیتپردازی ادبی و عملکرد شخصیتها، از لحاظ روانشناسی، به شیوۀ توصیقی- تحلیلی با رویکرد انتقادی بررسی شدهاست.