سهراب در آیینة سیاوش (بررسی مکانیسم دفاعی جابه‌جایی در رفتار عاطفی رستم)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز. (نویسندۀ مسئول)
2 دانش‌آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز.
چکیده
شاهنامۀ حکیم ابوالقاسم فردوسی، یکی از دقیق‌ترین و هنرمندانه‌ترین آثار منظوم تاریخ ادبیات ایران و جهان است. تعّدد شخصیت‌ها در شاهنامه و نحوۀ کنش و تعاملات میان آن‌ها، مُبیّن این نکته است که خالق آن، به بسیاری از نکات و دقایق روانی و شخصیتی آگاهی داشته و در پرداخت شخصیت‌های داستانی، توجه لازم را داشته است. رستم، قهرمان ملی ایران، از موثّرترین چهره‌هایی است که نقش‌های فراوانی برای ایران می‌آفریند و گره‌گشاترین پهلوان در شاهنامه می‌باشد. این مقاله، رستم پیلتن را در ترازوی عاطفه بررسی می‌کند؛ زیرا او در تراژدی‌های رستم و سهراب و داستان سیاوش، رقیق‌ترین عواطف را از خود بروز می‌دهد و از آنجا که فردوسی نگران سرنوشت و حالات روحی شخصیت‌های شاهنامه است، با سپردن تربیت سیاوش به رستم و جابه‌جایی عاطفۀ او به سمت سیاوش، تسلای روحی و روانی‌اش را خواستار است. این مسأله، توجه و شناخت عمیق نویسنده را به مسائل روانی و شخصیتی آدمی نشان می‌دهد. ایفای نقش رستم در داستان سیاوش، منطبق بر نظریۀ مکانیسم‌های دفاعی و مقابله با فشار روانی است. از آنجا که وی نتوانسته‌است مربّی فرزند خود باشد، حال، بر این است که کاستی‌های وجودی و روانی خود را در مواجهه با سیاوش جبران کند. او سهراب را در آیینۀ سیاوش نظاره می‌کند و انگیزه‌ها‌ی ارضا نشدۀ خود را، با مکانیسم‌ جابه‌جا‌سازی، به مجرایی می‌راند که موجب کاهش تنش‌های روانی و حفظ عزت نفس او می‌گردد.

کلیدواژه‌ها


دوره 1، شماره 1 - شماره پیاپی 1
سال اول، شماره اول، پائیز و زمستان 1402
آذر 1402
صفحه 121-138