تحلیل انتقال قدرت از کی‏کاوس به کی‏خسرو

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
استاد دانشگاه شیراز
چکیده
جامعه ایران در طول دوران تاریخی خود، بارها شاهد انتقال قدرت از شاهی به شاهی دیگر همراه با تنش‏های کوچک و بزرگ بوده است. یاد و خاطره این درگیری‏ها، تا بدان حد بر روح و روان ایرانی تاثیر داشته است که می‏توان رد پای این نوع تنش‏ها و درگیری‏ها را در افسانه‏های عامیانه ایرانی مشاهده کرد. در بخش حماسی شاهنامه، آشکارا به درگیری در به قدرت رسیدن شاهان پرداخته نشده، اما شواهدی در شاهنامه وجود دارد که نشان دهنده درگیری و تنش در هنگام انتقال قدرت است. هدف اصلی این نوشته نشان دادن موردی از انتقال غیرمسالمت‏آمیز قدرت است. شواهد متعددی در متون معتبر، از جمله شاهنامه، فرضیه تحقیق را تأیید می‌کند. رفتارهای بی‌سابقه‌ای مانند توهین آشکار رستم به شاه و کشتن همسرش، سودابه، بدون هیچ واکنشی از سوی کی‌کاوس، حاکی از سقوط کامل اقتدار اوست. همچنین، صدور فرمان حمله به توران توسط رستم، و نه شاه، و ارسال غنایم به زابلستان، نشان می‌دهد قدرت از دربار خارج شده است. افزون بر این، روند جانشینی کاملاً در اختیار پهلوانان قرار داشته است. این امر، نقش کی‌کاوس را در تعیین جانشین خود به انفعالی کامل نشان می‌دهد. ابهام و تناقض موجود در منابع درباره سرانجام کی‌کاوس، از کناره‌گیری داوطلبانه تا خلع و زندانی شدن، گواهی بر یک واقعه ناخوشایند است. روایت کهن‌ «اخبار الطوال» دینوری که صراحتاً از خلع و زندانی شدن کی‌کاوس تا پایان عمر سخن می‌گوید، احتمالا به واقعیت نزدیک‌تر است. به نظر می‌آید روایت‏گران تحت تأثیر جریان‌ شعوبیه که هدفش آرمانی‌سازی گذشته ایران بوده، ترجیح داده‌اند تا به منظور تبدیل کی‌خسرو به انسانی آرمانی و معرفی وی به عنوان یک حکمران مقتدر و موفق ایرانی در راستای معرفی الگوی حکمرانی برتر ایرانی، به قدرت رسیدن وی را مسالمت‏آمیز گزارش دهند. بنابراین، بسیاری از زوایای این انتقال قدرت، به عمد دستخوش تغییر یا حذف شده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 06 اسفند 1404