1
دانشجوی کارشناسی ارشد گروه زبان و ادبیات فارسی. دانشکده ادبیات و علوم انسانی. دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، خراسان رضوی. ایران.
2
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی. دانشکده ادبیات و علوم انسانی. دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، خراسان رضوی. ایران.
3
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی. دانشکده ادبیات و علوم انسانی. دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، خراسان رضوی. ایران.
چکیده
جمشید صداقتنژاد از پژوهندگان حوزۀ تصحیح، بازنویسی و تألیف اقتباسی از متون حماسی در دورۀ معاصر است که توانسته آثار منثور متعدّدی را با تأثیرپذیری از شاهنامه و دیگر امّهات داستانی عرضه کند. هر چند بیشتر آثار صداقتنژاد در سایۀ طرح کلّی متون شاخص قرار دارد، امّا برخی از آنها به دلیل ابداع مضامین و بنمایههای تازه گاه تا سطح تألیف ارتقا مییابند. در این میان، یتیمنامه که در ایران بیشتر ذیل عنوان داستان حسین کُرد شبستری شناخته شده است، یکی از مشهورترین حماسههای منثور متأخّر ادب فارسی است که صداقتنژاد موفّق شده به لطف ذهن خلّاق خود و با تأثیرپذیری از یتیمنامه، در سال 1383 قرینۀ منثور دیگری برای آن با محوریّت شخصیّت میرباقر ذیل عنوان «جهانپهلوان میرباقر حکیم تهمتن دوران» تألیف کند. مؤلّف در این روایت کوشیده تا در چارچوب زمانمند عصر صفوی ضمن بهرهمندی از منابع متعدّد تاریخی و سفرنامهها، شخصیّت میرباقر حکیم را نسبتاً برکنار از تصویری که از او در یتیمنامه ارائه شده، در یک جریان روایی مدوّر و در خلال رویدادهای حماسی و عاشقانه بازآفرینی کند، سپس از رهرو آموزههای اخلاقی و عیاری هویّت میرباقر حکیم را از مرتبۀ حکیمی به پهلوانی پاگشایی دهد. روایت میرباقر حکیم در گروه داستانهای معاصری قرار دارد که مؤلّف آن توانسته علاوه بر احیای سنّت حماسی و آرمانهای جوانمردی در قالب محتوایی بدیع، مشخّصات رمان معاصر را نیز تا حدودی در عناصر داستانی اثر دخالت دهد. نظر به فقر پژوهشی مطلق در اینباره، گفتار حاضر به روش استقرایی کوشیده تا برای نخستین بار ضمن معرّفی روایت «جهانپهلوان میرباقر حکیم تهمتن دوران» نگاهی انتقادی بر نکات قابل ملاحظۀ آن داشته باشد.