ادبیات پهلوانی

ادبیات پهلوانی

تحلیل گفتمان منظومۀ ورقه و گلشاه در روایت‌های فارسی و هورامی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان‌ و ادبیات، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
10.22034/heroic.2026.2085285.1026
چکیده
در ادبیات فارسی روایت عیُّوقی از داستان «ورقه و گلشاه» مشهور است. از این منظومه، ترجمۀ منظومی نیز به زبان هورامی توسط شاعری ناشناخته صورت گرفته است. این مقاله به شیوۀ توصیفی- تحلیلی می‌کوشد با تکیه بر نظریۀ گفتمان لاکلائو و موفه، سازوکارهای معنایی و غیریت‌سازی در این دو روایت را بررسی کند و تفاوت‌های گفتمانی آنها را در پیوند با زمینه‌های فرهنگی و تاریخی‌شان توضیح دهد تا روشن گردد چگونه عناصر مختلف روایت در پیوند با بافت فرهنگی و فکری زمانه معنا می‌یابند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد سه گفتمان عشق، اقتدار و دینی به‌صورتِ پیچیده در «ورقه و گلشاه» حضور دارد. مفصل‌بندی عناصر در هر دو روایت فارسی و هورامی، نهایتاً به استقرار گفتمان دینی منتهی می‌شود. نقل مکرر صحنه‌های نبرد، توصیف‌های پرشکوه از رزم‌آوری قهرمانان و برجسته‌سازی تقابل مؤمن و کافر نشان می‌دهد شاعران هر دو متن، علاوه بر جنبۀ عاشقانه و دینی، کوشش بسیاری کرده‌اند که نوعی بازسازی از فضای حماسی ارائه شود. با این تفاوت که این منظومه برخلاف شاهنامه، به جای برجسته‌سازی هویت ملی، در خدمت تثبیت ایمان و مشروعیت سلطنت قرار گیرد. جنگ نه صرفاً عرصۀ نمایش پهلوانی، بلکه میدان جدال مؤمنان و کافران است و همین امر باعث می‌شود که ارزش حماسی به‌طور کامل در خدمت ارزش دینی بازتعریف گردد. شباهت دو روایت در این است که ایمان همواره دال نهایی و هژمونیک باقی می‌ماند؛ تفاوت اصلی در آن است که در روایت هورامی، این هژمونی از ابتدا تا پایان مستقر و پایدار است، و حتی عناصر حماسی و جنگی نیز به‌طور کامل ذیل آن بازتعریف می‌شود؛ درحالی‌که در روایت عیُّوقی، ایمان در پایان روایت با قدرتی معجزه‌آسا بازمی‌گردد و عشق را در خود حل می‌کند.
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 11 مرداد 1405