ادبیات پهلوانی

ادبیات پهلوانی

«کرسی گرشاسب» در روایات نقالان (بر اساس شش طومار نقالیِ چاپ‌شده و دو دستنویس نقالی)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
گروه زبان‌شناسی و ادبیات فارسی- دانشکده علوم انسانی- دانشگاه آیت الله بروجردی- بروجرد - ایران
10.22034/heroic.2026.2088258.1036
چکیده
اشیاءِ وابسته به پهلوانان ، از عناصر مهم و معنا‌دار در سنّت حماسی ایران به شمار می‌آیند که در بسیاری از روایت‌ها ، فراتر از کارکردِ مادی خود ، حامل ارزش‌های نمادین و هویتی می‌شوند . یکی از این اشیا، کرسی گرشاسبی است که در روایت‌های نقالی ، در شمار میراث‌های ارزشمند خاندان سیستان و در کنارِ دیگرْ منسوبات پهلوانی‌یی چون گرز ، درفشِ اژدهاپیکر و سراپردۀ گرشاسبی قرار گرفته است . اگرچه نخستین نشانه‌های این کرسی در تاریخ سیستان دیده می‌شود ، ولی روایت‌های گسترده دربارة آن ، عمدتاً در طومارهای نقالی و متون حماسی پس از عصر صفوی شکل گرفته است . پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با بهره‌گیری از شش طومار نقالی چاپ‌شده ، برخی نسخه‌های خطی نقالی و منظومه‌های پهلوانی ، به بررسی خاستگاه ، ویژگی‌ها ، کارکردها و دگرگونی‌های روایی کرسی گرشاسب پرداخته است . یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که روایت‌های مربوط به سازنده / بخشنده، جنس و حتی شمارِ کرسی‌های گرشاسب ، در سنت روایی ایران یکسان نیست و این تفاوت‌ها ، حاصل بازآفرینی و گسترش تدریجی روایت‌ها در بستر نقالی است . همچنین قراینِ روایی ، احتمال وجود دو کرسی برای گرشاسب را مطرح می‌کند که می‌توان آن را بازتاب تفاوت کارکردهای این دو شیء در روایت‌های گوناگون دانست . بررسی مجموعة این روایت‌ها نشان می‌دهد که کرسی گرشاسب، از یک شیءِ وابسته به یک پهلوان ، به نمادی از جایگاه، اقتدار و مرجعیتِ پهلوانیِ خاندان سیستان تبدیل شده و کشمکش‌های پیرامون آن ، بازتابی از رقابت بر سر تعیین صاحب حق و جایگاهِ جهان‌پهلوانی در سنّت حماسی و نقالی ایران است.
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 31 مرداد 1405