گروه علوم تربیتی دانشکده حکمرانی دانشگاه شاهد تهران.
10.22034/heroic.2026.2095760.1057
چکیده
زورخانه بهعنوان یکی از کهنترین سنتهای ایرانی، تنها عرصهای برای تمرین بدنی نبوده، بلکه بستری برای آموزش و بازتولید ارزشهای اخلاقی و هویتهای اجتماعی نیز بوده است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش تبارشناسی فوکو، به واکاوی نهادها، روابط قدرت و نقش تربیتی در سنت پهلوانی ایران پرداخته است. دادهها بر پایه متون و اسناد دولتی و مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۰ مرشد، پیشکسوت و ورزشکار باسابقه گردآوری و با روش تحلیل تماتیک در سه گام کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدهاند. یافتهها نشان میدهد تربیت در زورخانه از سه گفتمان اصلی (اخلاق و فضیلت، آیینها و مناسک، بازتولید دانش و ارزش) تولید میشود، با دو محدودیت ساختاری (جنسیتی و مذهبی) مواجه است، و در طول تاریخ سه بازتعریف اساسی (از نهاد محلی به دولتی، از میراث ملی به جهانی، و از فضای کاملاً مردانه به فضای با حضور محدود زنان) را تجربه کرده است. تحلیل تبارشناختی نشان میدهد که تغییر نهادی زورخانه همواره با تغییر در گفتمان اخلاقی و مفهوم پهلوانی همراه بوده و این تحولات نه خطی، بلکه بهمثابه گسستها و بازآراییهای گفتمانی در بستر مناسبات قدرت رخ دادهاند. طرد زنان و اقلیتهای مذهبی نیز نه از طریق قوانین صریح، بلکه از طریق بدیهیسازی گفتمانی و ناممکنسازی گفتار و عمل بازتولید شده است. در نهایت، پژوهش نشان میدهد که زورخانه بهمثابه نهادی تاریخی-اجتماعی، عرصهای برای بازتولید قدرت، اخلاق و هویت بوده و کارکرد تربیتی آن همواره با محدودیتهای ساختاری همراه بوده است.