داستان سیاوش، از داستانهای جذّاب شاهنامه است که فردوسی، سیاوش را از تولد تا کشته شدن، به عنوان نماد پاکی، صداقت و بزرگ منشی، نمودار ساخته است. نکتة قابل تأمّل در این داستان، گمنامی مادر سیاوش است، که باعث شده، حدس و گمانها در خصوص شخصیت و هویّت وی، متفاوت به نظر بیاید. هر کدام از این نظریهها، در عین نو بودن، نقصها و اشکالاتی دارد، و پژوهشگرانی چون: خالقی مطلق، اسلامی ندوشن، و آیدنلو، در پژوهش و نظر خویش، با تردید و شک و احتمال بدان پرداخته و هرکدام به یکی از موارد مربوط به مادر سیاوش اشاره کرده اند. در این مقاله، به طور مختصر به بیان فرضیه های مختلف در خصوص هویّت مادر سیاوش، و نقد نظریات ارائه شده، با جمع بندی و ترکیب دیدگاههای ارائه شده و حذف نکاتی که بیشتر بر پایۀ حدس وگمان بوده، نظریه ای ترکیبی و کاملتر (تا حد امکان) ارائه خواهد شد.