گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و زبانها دانشگاه اراک اراک ایران
چکیده
نظریه تحلیل تراکنشی با تمرکز بر سه حالت نفسانی والد، بالغ و کودک، چارچوبی نظاممند برای تحلیل شخصیت و تعاملات اجتماعی فراهم میکند. این پژوهش با هدف واکاوی رفتار سهراب، شخصیت تراژیک شاهنامه فردوسی، بر پایه این نظریه انجام شده است تا ریشههای روانشناختی کنشهای او در موقعیتهای مختلف و آلودگیهای حاصل از عدم تعادل حالات نفسانی را شناسایی کند. این پژوهش بر مبنای این نظریه قصد دارد شخصیت سهراب را از جهت اینکه در موقعیتهای مختلف چگونه عمل میکند و به چه روشی خود را در قالب رفتارهایش آشکار مینمایند و رفتارهای او ریشه در چه تنشهای روحی و روانی دارد، بررسی کند. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است و سوال پژوهش: طبق نظریه تحلیل رفتار متقابل، رفتارهای سهراب مربوط کدام یک از ابعاد سه گانه شخصیت اوست؟ و چه آسیبها و آلودگیهایی در رفتار او قابل مشاهده است؟ بررسیها نشان میدهد رفتار سهراب عمدتاً در دو حالت کودک و والد نمود مییابد. حالت کودک او در سادگی، شتابزدگی، تصمیمات غیرمنطقی و فریبپذیری آشکار است. از سوی دیگر، حالت والد در رفتارهای تحقیرآمیز، خودبینی افراطی و تمایل به ایجاد خشونت بازتاب یافته است. فقدان عملکرد مؤثر حالت بالغ به عنوان واسطهگر منطقی، منجر به تشدید تنشهای درونی و نهایتاً تراژدی مرگ او شده است. آسیبهایی مانند آلودگی بُعد کودک به خشم و آلودگی بعد والد به تحقیر دیگران، تعادل روانی او را مختل کرده و کنشهایش را به سمت ویرانی سوق داده است. این پژوهش بر اهمیت تعادل حالات نفسانی در سازگاری فرد با محیط تأکید میکند و نشان میدهد چگونه فقدان این تعادل در شخصیت سهراب، بازتابی از تضادهای روانی انسان در شاهنامه فردوسی است.