ادبیات پهلوانی

ادبیات پهلوانی

بررسی جایگاه و نقش ضمیر پیوسته «ش» در داستان سیاوش و تأثیر آن بر جنبه حماسی و پهلوانی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی. دانشکده ادبیات. دانشگاه قم. قم
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم.
چکیده
شاهنامه فراتر از یک اثر حماسی صرف، به عنوان مهم‌ترین سند هویت‌بخش فرهنگی و زبانی ایرانیان شناخته شده است. زبان فردوسی، الگویی برای استواری و پیراستگی در دوره‌های بعد بوده است. بی‌شک یکی از گام‌های مهم برای درک متن و زبان آن، توجه به روابط بین واژگان در زنجیرۀ هم نشینی جملات (روابط نحوی) است . اگر نقش واژگان به درستی تشخیص داده شود، ابهام‌های ناشی از روابط نحوی بین کلمات برطرف خواهد شد و جنبه حماسی آن نیز بیشتر نمایان خواهد گردید. ضمیرهای پیوسته یکی ازگونه‌های واژگان هستند که از انعطاف لازم برای چرخش در فضای هم نشینی جمله‌ها برخوردارند. از این روی در این جستار به شیوه کتابخانه‌ای و متن محور و با روش توصیفی- تحلیلی، کاربرد ضمیر پیوسته«ش» با تاکید بر پیوسته به فعل، در داستان سیاوش و تاثیر آن بر جنبه حماسی شاهنامه بررسی و تحلیل شده است. از بررسی موضوع دریافت شد که ضمیرهای به‌کارفته در داستان سیاوش حدود 288 مورد ‌است که بیشترین کاربرد این ضمیر در نقش مضاف‌الیهی و کمترین کاربرد آن در جایگاه ضمیر فاعلی است. البته باید گفت یکی از نقش‌هایی که کمتر بدان توجه شده، همین ضمیر پیوسته به فعل «ش»، در فعل سوم‌شخص مفرد، در نقش فاعلی است و برخی در اصل وجود آن یا نامیدنش به ضمیر فاعلی و یا ضمیر زاید تردید کرده‌اند؛ اما در این پژوهش مواردی آورده شد که در فاعلی بودن ضمیر تردیدی نیست و این ضمیر در جمله همراه با مفعول یا متمم آمده است و باید ضمیر فاعلی در نظر گرفته شود، بنا بر این، دیدگاه وجود نداشتن چنین ضمیری، نادرست است.
کلیدواژه‌ها

موضوعات



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 27 فروردین 1405