ادبیات پهلوانی

ادبیات پهلوانی

بازنمایی پهلوان در داستان نوجوان «آرش» اثر خدامی و نمایش‌نامۀ «آرش» اثر بیضایی، بر اساس نظریۀ اقتباس هاچن

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
دانش‌آموختة کارشناسی‌ارشد ادبیات کودک و نوجوان، دانشگاه پیام نور، واحد تهران، تهران، ایران
10.22034/heroic.2026.3.5.04
چکیده
«اقتباس» از نظر لیندا هاچن، صورت خلاقانۀ بازتولید و بازاندیشی بینامتنی و بینارسانه‌ای است که نه به تکرار صرف، بلکه بر تفاوت و گفت‌وگومندی میان گذشته و اکنون همت می‌گمارد. این پژوهش با رهیافتی تطبیقی-گفتمانی و با تکیه بر نظریۀ اقتباس هاچن، به مقایسۀ بازآفرینی شخصیت پهلوان در داستان نوجوان «آرش» از مجموعۀ یک پسر و دو مادر اثر مصطفی خدامی و نمایش‌نامۀ آرش اثر بهرام بیضایی می‌پردازد. در ادبیات معاصر ایران از اسطورۀ آرش کمان‌گیر، به عنوان نماد قربانی ملی، اقتباس‌های متنوعی صورت گرفته است. اسطورۀ آرش کمان‌گیر، از تیر یشت اوستا تا روایت‌های تاریخی ابوریحان بیرونی، همواره میانجی تعیین مرزهای ایران بوده است؛ تیری که از کمان آرش می‌رهد، نه‌تنها جغرافیا، بلکه حدود هویت فرهنگی را تعیین می‌کند. علت انتخاب این دو اثر، شرایط اجتماعی-فرهنگی و دورۀ تاریخیِ خلق این آثار است. اثر خدامی یکی از کتاب‌های برگزیده برای مسابقات کتاب‌خوانی کشور، موسوم به «جشنوارۀ دانایی-توانایی» برای دانش‌آموزان مقطع متوسطۀ اول، بوده است و اثر بیضایی یکی از آثار تأثیرگذار در ادبیات نمایشی ایران. مسأله اصلی این پژوهش، چگونگی تحول شخصیت پهلوان در فرآیند بازآفرینی اسطوره است. از منظر هاچن، هر اقتباس پاسخی ضمنی به چهار پرسش «چه چیزی؟»، «چه کسی و چرا؟»، «چگونه؟» و «کجا و کی؟» است؛ پژوهش حاضر با روش کیفی و در چارچوب الگوی تحلیلی چهارمتغیرۀ هاچن، دو اثر مذکور را بررسی و تطبیق می‌نماید. نتایج پژوهش نشان می‌دهد این چهار محور در هر دو متن، به گونه‌ای متفاوت به مسأله پهلوانی و قربانی ‌بودن پاسخ می‌دهند و اقتباس در آنها نه بازگویی وفادارانه به اسطورۀ آرش، بلکه بازآفرینی نظام ارزش‌های پهلوانی، در بافت فرهنگی-روان‌شناختی جامعۀ زمانِ خودشان است.
کلیدواژه‌ها
موضوعات